![]()
کالاسودا_باید دید آیا Google Play حرفی تازه برای گفتن دارد یا اینکه می خواهد فقط در کنار iPhone X قرار بگیرد؟
تلفن همراه جدید شرکت گوگل به نام Pixel 3 و ۳XL تفاوت بسیاری با مدل Pixel 2 و Pixel 2 XL دارا می باشد.
شرکت گوگل از ماه سپتامبر ۲۰۱۷ که از تیم سخت افزاری HTC استفاده کرد دچار تغییرات اساسی گردید که باعث شد تا سیستم عامل مخصوص به خود رو بازار عرضه کند و نکته جالب اینکه صفحه نمایش اون نیز دچار تغییرات زیادی شده است و این دقیقاً همان کاری است که اَپِل با iPhone X انجام داد.
گوگل تصمیم دارد که به زودی از مُدل جدید و پرچم دار خود رونمایی کند. ( البته خبرهایی در زمینه تولید Pixel Wear Os SmartWatch شنیده می شود.) مُدل کنونی Pixel دارای دوربینی منحصر به فرد و سیستم نرم افزار فوق العاده ای نیز می باشد که اندروید تغییرات جدید خود رو اول از همه برای Pixel تولید می کند. نکته دیگر اینکه در نسخه جدید اندروید که Android P نام دارد ویژگی ها و افزونه هایی تعبیه شده که هنوز در iPhone قرار داده نشده است.
اما به هر حال مشکلاتی در راه وجود دارد. کمپانی گوگل تصمیم دارد تا از مشکلاتی که در زمان تولید Pixel 2 XL مواجه بود جلوگیری کند تا تلفن همراه بی نقصی رو راهی بازار کند. البته این شرکت تصمیم گرفته تا گارانتی ای رو برای صفحه نمایش در نظر بگیرد.
در مورد طراحی این تلفن همراه خبرها و شایعات و مُدل های نمونه بسیاری منتشر شده است و امروز قصد داریم تا به بررسی کُلی این تلفن همراه بپردازیم و جزئیاتی در این زمینه به شما عزیزان بگوییم.
Pixel 3 در اکتبر ۲۰۱۸ به بازار عرضه می شود؟![]()
شرکت گوگل اولین مدل Pixel XL در تاریخ ۴ اکتبر ۲۰۱۶ به بازار عرضه کرد و تلفن همراه Pixel 2 و Pixel 2 XL هم دقیقاً ۱ سال بعد به بازار عرضه شد. ما اعتقاد داریم که این شرکت این برنامه زمانی رو رعایت خواهد کرد و از مدل جدید گوشی خود در ماه اکتبر پرده برداری خواهد نمود.
اولین تلفن همراه با سیستم عامل Android P![]()
قطعاً در تلفن همراه جدید گوگل از سیستم عامل Android P رو نمایی خواهد شد چون به هر حال این تلفن همراه قرار است پرچم دار این شرکت باشد. البته شرکت گوگل از دو نسخه بتا این اندروید رو نمایی کرده است اما مدل رسمی اون قطعاً هم زمان با عرضه Pixel 3 خواهد بود.
شرکت گوگل همچنین تصمیم دارد که تا از تعداد کلیدهای فیزیکی تلفن همراه کاهش دهد.
Edge یا لبه دار شدن Pixel 3![]()
یک سری از قابلیت های اندروید P احتمالاً با Edge بودن تلفن همراه رابطه مستقیم دارد و به همین خاطر احتمالاً در طراحی این گوشی Edge بودن نیز لحاظ خواهد شد. شاید شرکت گوگل این خبر رو تکذیب کنند اما اعمال این تغییرات کاملاً امکان پذیر خواهد بود و شاید به زودی خبرهایی در این زمینه به صورت رسمی منتشر گردد.
شارژر Wireless برای این تلفن همراه![]()
بعد از عرضه نسخه بتا دوم اندروید P ، برنامه نویسان این شرکت متوجه شدند که می توانند گزینه شارژر Wireless برای این سبک از تلفن همراه استفاده کنند. یک شایعه دیگر در مورد این تلفن همراه وجود دارد شیشه ای بودن بخش پشت این گوشی می باشد. البته گوگل در زمان تولید Nexus 6 و Nexus 5 از این ویژگی استفاده اما بعد از مدت زمانی این کار متوقف کرد.
وجود دو دوربین برای بخش جلویی تلفن همراه![]()
احتمالا برای این دوربین جلوی این تلفن همراه خلاقیت جذابی رو شاهد باشیم. شایعات از نصب دو دوربین جلو برای این تلفن همراه خبر می دهند.
یک خبرگزاری آلمانی هم با استناد به منبع موثق خود این موضوع رو اطلاع داده است که شرکت گوگل به تازگی قراردادی با یک تولیدکننده تایوانی امضا کرده و قصد دارد از سخت افزار جدیدی برای صفحه نمایش خود استفاده کند.
شکل ظاهری همانند Pixel 2![]()
با توجه به عکس های منتشر شده از ظاهر احتمالی Pixel 3 می توانیم بگوییم که این تلفن همراه ظاهری همانند Pixel 2 خواهد داشت البته در زمینه پردازشگر هم احتمالا شبیه Pixel 2 خواهد بود. البته شاید این عکس ها در آینده تکذیب شود و اصلاً محصول نهایی شکل دیگری داشته باشد.
نبرد احتمالی این تلفن همراه با iPhone در سال ۲۰۱۸
![]()
این تلفن همراه پیشبینی شده است که بتواند نبردی فوق العاده با مدل ۹۹۹$ iPhone X داشته باشد. قیمت Pixel 2 64GB هم اکنون در بازار از ۶۴۹$ شروع و قیمت Pixel 2 XL از ۸۴۹$ شروع می گردد.
اَبَر چیپ برای تلفن های همراه Pixel ؟![]()
شرکت گوگل در خبری اعلام کرده است که می خواهد تلفن های همراه جذاب و با پردازنده های قوی و چیپ های استثنایی راهی بازار کند. البته در این زمینه شرکت اَپِل هم کارهایی انجام داده است و خبرها حاکی از تولید iPhone SE 2 در ماه سپتامبر می باشد.
امیدواریم که از مطالعه این خبر لذت برده باشید، شما عزیزان می توانید نظرات خود رو در مورد این خبر با ما در بخش نظرات در میان بگذارید.
ویدئو :گوشی جذاب و جدید شرکت گوگل به نام Pixel 3
منبع : شهرخبر
تاکسی های اینترنتی در طول پنج سال گذشته به دلیل ضعف قوانین حمل ونقل در کشورهای اروپایی و آسیایی به شدت محبوب شدند، اما از نظر کارشناسی مهمترین مسئله چالش برانگیز در مورد تاکسی های اینترنتی عدم وضع قوانین و مقررات خاص مستلزم این صنعت نوین است.
اکثر صاحبان فروشگاه های اینترنتی در تولید محتوا در فروشگاه خود واقعا ضعیف عمل می کنند. خیلی از فروشگاه های اینترنتی به جای اینکه به فکر مخاطبان شان باشند فقط به فکر این هستند که چطور محصولات شان را تبلیغ کنند تا هر کسی که از راه رسید خواهان آن ها شود.
این اشتباهی است که خیلی از دوستان انجام می دهند و فکر می کنند این تنها راه برای افزایش فروش محصولات شان در فروشگاه اینترنتی است که باید انجام دهند!
اما غافل از اینکه فروشگاه های اینترنتی محبوبی مثل دیجی کالا و بامیلو وجود دارند که برای هر کسی شناخته شده هستند و خیلی ها دوست دارند از این فروشگاه ها محصولات مورد نظرشان را خریداری کنند. پس راه چاره چیست؟ چه طور با فروشگاه اینترنتی های غول در ایران باید رقابت کنیم؟
در این مقاله قصد دارم به شما یاد بدهم که چه طور باید در فروشگاه اینترنتی خود تولید محتوا کنید تا هر بازدید کننده ای مشتاق شود تا از شما خرید کند. البته که این تنها راه برای رقابت با بزرگان است.
پس اگر بودجه کمی دارید و توان تبلیغات انبوه برای فروشگاه اینترنتی خود را ندارید در این مقاله همراه من باشید تا بهترین روش تولید محتوا در فروشگاه اینترنتی را به شما یاد دهم.
تولید محتوا در فروشگاه اینترنتی
به طور معمول به وبلاگ هر فروشگاه اینترنتی در ایران که نگاه کنید جز تبلیغ محصولات شان چیزی نمی بینید. یا محصولی جدید با امکانات جدیدش را معرفی کرده اند، یا نقد و بررسی گذاشته اند، یا مدل هایی از یک محصول خاص را با هم مقایسه کرده اند و یا در کل به مزیت ها و ویژگی های محصولات اشاره کرده اند که این دقیقا یعنی تبلیغ کردن محصول!
البته این گونه مقالات نیز در بعضی از مواقع لازم است ولی هدف اصلی ما این نیست! هدف اصلی ما رفع نیاز مخاطبان مان است. طوری که احساس کنند شما دقیقا برای همین این فروشگاه اینترنتی را راه اندازی کرده اید که به آن ها کمک کنید. حالا این یعنی چه؟

فرض کنید شما کارتان فروش کیف های زنانه است. هر مدل از کیف های شما برای یک رنج سنی از خانم ها کاربرد دارد و مسلما هر کیفی به تیپ دختر خانم های جوان 20 تا 25 ساله نمی خورد.
یک قانون در تولید محتوا وجود دارد و آن هم شناخت دقیق مخاطبان است. هرگز به این فکر نکنید که هر کسی می تواند مخاطب محصولات شما باشد.
مثلا کیفی که سبک و کوچک است و رنگ قرمز دارد برای خانم های 40 ساله چادری به هیچ وجه مناسب نیست! این مدل کیف ها به درد دختر خانم هایی می خورد که سنی ما بین 20 تا 30 سال دارند.
همانطور که متوجه شدید هر کدام از محصولات شما مناسب برای افراد خاص با سلایق خاص هستند. به عنوان مثال دختر خانم های جوان که مایل اند کیف قرمز رنگ و سبک و جم و جوری بخرند علاقه مند به مهمانی رفتن و دوره همی ها و کلا خوشگذرانی با دوستان شان هستند.
این یعنی شناخت مخاطب! این یعنی شناسایی نیازهای مخاطبان. اگر بتوانید به خوبی مخاطبان محصولات تان را شناسایی کنید خیلی راحت تر می توانید به آن ها کمک کنید تا بهترین انتخاب خود را انجام دهند.
حالا فرض کنیم شناسایی مخاطبان تان را به خوبی انجام داده اید. حالا چه طور باید برای آن ها تولید محتوا کنید؟ فراموش نکنید هر کسی که قصد دارد از فروشگاه اینترنتی شما خریدی انجام دهد در آن لحظه فقط به فکر خودش است و هیچ چیز دیگری برای او اهمیتی ندارد. به این فکر می کند که بهترین انتخاب برای او از میان این همه گزینه ها کدام است؟ چه کیفی بخرد که به شخصیتش بخورد و بین دوستان اش متمایز باشد.
پس بیایید به او کمک کنید. اما چه گونه؟ با نوشتن یک مقاله با عنوان "راهنمای انتخاب کیف برای دختران با سلیقه و شیک پوش" یا "چه کیفی برای مهمانی آخر هفته مناسب شما است؟" یا "کیفی که دختران جوان را در هر شرایطی با سلیقه و خوش تیپ جلوه می دهد" و ....
به همین سادگی می توانید نیاز مخاطبان تان را رفع کنید و کاری کنید همیشه برای رفع نیازشان به شما مراجعه کنند. همین باعث می شود همیشه به حرف شما گوش دهند و سایت شما برای آن ها تاثیر گذار شود. خب این دقیقا همان چیزی است که همه دنبال آن هستند ولی نمی دانند چه طور باید به آن برسند.
زمانی که مخاطب مورد نظر مقاله شما را می خواند و می فهمد شما برای این اینجا هستید که به او کمک کنید حس خوبی درش ایجاد می شود. از طرفی می بیند شما دقیقا کارتان همین است یعنی فروش کیف های متنوع مخصوص خانم ها. کیفی هم که شما بهش در مقاله اشاره کردید در بین محصولات شما به چشم می خورد!
همین که به او کمک کردید تا بهترین انتخابش را انجام دهد و همه چیز را هم برایش آماده کرده اید باعث می شود تا از شما بخرد نه از دیجی کالا!
زمانی که شما به مخاطب تان کمک کرده اید و فقط به فکر پر کردن جیب تان نبوده اید ، همین باعث می شود او متوجه این قضیه شود و لطف شما را با خرید کردن از شما جبران کند.
اگر توجه کرده باشید محصولات هر برند معروفی که می بینیم مناسب برای هر شخص با ویژگی های خاصی است.
مثلا اپل به افرادی که می خواهند خاص باشند کمک می کند که خاص باشند. همانطور که می دانید محصولات گران قیمتی هم دارد. پس اپل فقط برای افراد خاص است نه عامه مردم!
یا گوشی های سامسونگ برای عامه مردم است ولی افرادی که از لحاظ اقتصادی کمی رو به بالا هستند. همچنین گوشی های هووآوی برای افرادی مناسب است که از لحاظ اقتصادی در سطح پایینی قرار دارند. فردی که دوست دارد خاص باشد و همیشه به فکر متمایز کردن خود از دیگران است هیچ وقت گوشی هووآوری نمی خرد.
پس همانطور که متوجه شدید هر برند یا شرکتی دقیقا می داند برای چه قشری از افراد محصولاتش به درد به خور است و قرار نیست همه افراد جزء مخاطبان محصولات آن ها باشند.
جمع بندی و سخن آخر
اگر می خواهید فروشگاه اینترنتی منحصر به فردی داشته باشید و مثل بقیه فروشگاه های اینترنتی بیهوده محتوا تولید نکنید از همین روشی که در این مقاله توضیح داده ام استفاده کنید. شاید این تنها راه برای رقابت با بزرگان باشد. مسلما این یکی از بهترین مزیت های رقابتی برای شما محسوب می شود.
اگر می خواهید فروش محصولات تان را چندین برابر کنید و فروشگاه اینترنتی تان به صورت اتوماتیک برای شما پولسازی کند بهترین راه کمک به مخاطبان تان است نه اینکه به زور به آن ها محصولات تان را تحمیل کنید. امیدوارم از این مقاله هم استفاده کافی را برده باشید.
منبع : همیار وب
خیلی از دوستان فکر می کنند استارت آپ یا استارتاپ به کسب و کارهایی گفته می شود که برای اولین بار توسط شخص یا شرکتی راه اندازی می شوند و قبل از آن نمونه ای دیگری از آن در آن کشور یا حتی در دنیا وجود نداشته است.
اما واقعا مفهوم استارت آپ به این کسب و کارها ختم نمی شود. تعاریف مختلفی از استارت آپ وجود دارد که در این مقاله مفصل درباره آن ها صحبت می کنم.
این روزها در اکثر محافل به ویژه در میان جوانان و دوست داران دیجیتال مارکتینگ صحبت های زیادی در مورد استارت آپ ها و کسب و کارهای نوپای تازه تاسیس می شود. اینکه اسنپ چه طور موفق شد یا اینکه الوپیک از کجا آمد؟ خیلی از دوستان هم ایده های خوبی در ذهن دارند که فکر می کنند با عملی کردن آن ها می توانند دنیا را متحول کنند.
ایده های زیادی وجود دارد که با عملی کردن آن می توان نیازی را بر طرف کرد و توسط تکنولوژی های جدید موبایلی و اینترنتی راه اندازی اش کرد. البته فقط در کشور ما کسی که می خواهد استارت آپی را راه اندازی کند این گونه فکر می کند. ولی آیا واقعا استارت آپ یعنی این؟ شناسایی نیاز و بر طرف کردن آن؟ فقط همین؟!
در این مقاله سعی دارم در مورد استارتاپ و باید ها و نباید هایی که درباره آن وجود دارد صحبت کنم. اگر شما هم علاقه مند به راه اندازی استارت آپ هستید و اطلاعات کمی درباره استارتاپ دارید پیشنهاد می کنم این مقاله را از دست ندهید.
در ویکی پدیا استارت آپ (Startup) شرکت نوپا و تازه تاسیس معنی شده است.

تعاریف مختلفی از استارت آپ در جاهای مختلف وجود دارد. طبق گفته استیو بلنک، پروفسور دانشگاه استنفورد، استارتاپ یک سازمان است که برای پیدا کردن یک مدل کسب و کار مقیاس پذیر و همچنین تکرار پذیر راه اندازی می شود.
طبق گفته USSBA (مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا) استارت آپ به کسب و کارهایی گفته می شود که حول محور فناوری و تکنولوژی شکل می گیرد و پتانسیل بالایی برای رشد در آینده دارند.
اریک ریس نویسنده کتاب فوق العاده نوپای ناب هم استارت آپ را این گونه تعریف می کند : استارت آپ کسب و کاری است که برای ارائه خدمت یا محصول جدید و نو در شرایطی بوجود آمده است که ابهامات بالایی دارد.
البته به نظر من منظور اریک از ابهامات همان ریسک هایی که در راه اندازی استارت آپ ها وجود دارد تا به موفقیت برسند است.
به طور کلی استارت آپ به کسب و کارهایی گفته می شود که جهت برطرف کردن نیازی بر پایه فناوری های جدید راه اندازی می شود. این تعریف دقیقا مختص استارتاپ های موجود در ایران است.
البته این را بدانید که مفهوم استارت آپ فقط مختص به کسب و کارهای آنلاین نیست. در کشور ما چون بیشتر استارت آپ ها حول محور تکنولوژی های جدید راه اندازی می شوند این طور است وگرنه استارت آپ هایی هم وجود دارند که بر پایه تکنولوژی نیستند و کاملا سنتی هستند.

تعریف استارت آپ از نظر من :
استارت آپ کسب و کاری است که یک نیاز جدید و اساسی را بر طرف کند.
استارت آپ به کسب و کاری می گویند که مقیاس پذیر است. یعنی در آینده افراد بیشتری را همراه خود می کند. اگرچه ممکن است در فواصل طولانی مقیاس پذیر نباشد!
استارت آپ ممکن است ایده ای کپی باشد یا نباشد. ممکن است ایده ای جدید و نو باشد. ممکن است قبلا کسی آن را راه اندازی کرده باشد یا نباشد.
استارت آپ ممکن است کسب و کاری آینده نگر باشد که باعث تحول در بازار می شود.
استارتاپ ممکن است کسب و کاری سنتی باشد که به صورت آنلاین خدماتی را ارائه می دهد. (کشمون – خرید زعفران از کشاورز)
کسب و کاری که احتمالا ریسک بالایی دارد و در شرایطی راه اندازی می شود که همراه با ابهامات زیادی است. منظور از ابهام این است که ممکن است موفق شود یا شکست بخورد. ممکن است با استقبال مردم رو به رو شود یا نشود. ممکن است در تامین هزینه های مالی کم بیاورد، ممکن است در آینده دیگر طرفدار نداشته باشد و مواردی که همیشه باعث تهدید یک کسب و کار می شود.
البته در بسیاری از مواقع قبل از راه اندازی یک استارت آپ این موارد بررسی می شود تا موفق بودن آن به میزان بالایی تایید شود.
معمولا همه فکر می کنند استارتاپ ها بر پایه ایده نوآورانه و خلاقانه ای راه اندازی می شوند که در قسمت تعاریف متوجه شدید که همه استارتاپ ها اساسا اینطور نیستند!
معمولا استارتاپ ها به گونه ای هستند که کمتر کسی می تواند از آن کپی کند و در این صورت است که اکثر آن ها کم رقیب یا حتی بی رقیب ظاهر می شوند. اما تمرکز اصلی استارت آپ ها روی صحیح دیده شدن و همچنین بیشتر دیده شدن است. چون قرار است ایده شان برای رفع نیاز افراد زیادی کاربرد داشته باشد.
معمولا استارت آپ ها برای راه اندازی نیاز به سرمایه زیادی دارند و به خاطر همین مورد هم اکثرا استارت آپ ها با حمایت مالی و سرمایه گذار کارشان را شروع می کنند. امروزه شرکت های زیادی با عنوان شتاب دهنده که به راه اندازی کسب و کارهای نوپا و استارت آپ ها کمک می کنند وجود دارند که در ادامه در موردشان بیشتر توضیح می دهم.
یکی از تفاوت های استارت آپ ها با دیگر کسب و کارهای اینترنتی در این است که استارت آپ ها قابلیت مقیاس پذیری دارند. البته همانطور که قبلا گفتم ممکن است مقیاس پذیری در برخی از استارت آپ ها به صورت چشمگیر دیده نشود.
مقیاس پذیری به رشد کسب و کار نسبت به هزینه های آن گفته می شود که این رشد به صورت کاملا نامتناسب است.
یعنی مثلا اگر کسب و کار شما درآمدی بالغ بر 500 میلیون تومان در سال جاری ایجاد کرده باشد و نسبت به سال گذشته مثلا دو برابر شده باشد بدون اینکه هزینه های شما بیشتر شده باشد یعنی کسب و کار شما مقیاس پذیر است. که دقیقا استارت آپ ها همینطور هستند. در ادامه مثالی می زنم تا بیشتر متوجه شوید.
به عنوان مثال در کسب و کارهای سنتی فرض کنید فروشگاه مبلمانی قصد دارد سود خود را بیشتر کند. بهترین کار این است که شعبه های بیشتری را در دیگر شهر ها راه اندازی کند. مسلما برای این کار باید هزینه های زیادی شود. از راه اندازی شبعه ها گرفته تا استخدام نیروی انسانی و …
ولی مثلا اگر اسنپ بخواهد در شهرهای دیگر نیز سرویس بدهد شاید نهایتا به یک دفتر با استخدام چند نیروی کار در آن شهر نیاز داشته باشد و مسلما این کار هزینه ی زیادی نخواهد داشت با توجه به سود بالایی که قرار است برایش حاصل شود.
در بسیاری از استارت آپ ها همینطور است. به عنوان مثال اینستاگرام یا فیسبوک که هر ماه چندین برابر به اعضای فعالشان اضافه می شود نهایت نیاز به ارتقای سرور های شان دارند که هزینه چندانی با توجه به رشد و سودی که در انتظارشان است ندارد! این کسب و کارها مقیاس پذیر اند و همین باعث می شود روز به روز به ارزش سهام آن ها افزوده شود.
البته این را هم بگویم که خیلی از کسب و کار های آنلاین هستند که روز به روز در حال گسترش و پیشرفت هستند و ممکن است سودشان در سال های آتی چند برابر شود ولی این بدین معنا نیست که این کسب و کارها هم مقیاس پذیر باشند.
پس همانطور که متوجه شدید فرق استارت آپ ها با دیگر کسب و کارها در این است که استارت آپ ها مقیاس پذیر هستند و پتانسیل این را دارند که بدون هزینه های اضافی رشد بسیار سریع و چشمگیری داشته باشند. البته این را هم بدانید فناوری های جدید کمک بسیار زیادی به مقیاس پذیری استارت آپ ها می کنند.
پیشنهاد می کنم مقاله چگونه ایده های استارتاپی پیدا کنیم؟ را بخوانید.
دقیقا به خاطر مواردی که در بالا عنوان کردم خیلی از افراد دوست دارند استارت آپی راه اندازی کنند و سریع پول دار شوند. ولی نمی دانند قضیه اینقدر هم ساده نیست! نمی دانند از هر 100 استارت آپ فقط 10 تای آن ها باقی می مانند و بقیه شکست می خورند و از این 10 تا فقط یکی از آن ها مثل اینستاگرام معروف می شود. تو کشور ما چند تا مثل اسنپ هست؟ اگر قضیه به این سادگی ها بود همه استارت آپ می زدند و سریع هم معروف می شدند.
هیچ کس نمی تواند موفقیت استارت آپی را پیش بینی کند. هیچ کس نمی تواند بگوید اگر فلان محصول الان در بازار ایران باشد بی شک مورد استقبال خیلی ها قرار می گیرد و شما را میلیاردر می کند.
بهترین راه این است که حساب شده و با پایین ترین ریسک استارت آپ خود را راه اندازی کنید. برای این کار نیازی نیست از همان ابتدای کار شرکتی تاسیس کنید و به دنبال سرمایه گذار باشید! به جای این کار بهتر است روی مدل کسب و کار خود متمرکز شوید و به خدمت یا محصولی که قصد دارید عرضه کنید فکر کنید.
خدمت یا محصول خود را در اختیار اندکی از مشتریان قرار دهید تا متوجه آن شوید که چقدر مورد رضایت آن ها قرار گرفته است. با توجه به بازخوردهایی که گرفته اید از جنبه های مختلف می توانید روی نواقص استارت آپ خود کار کنید و آن را تکمیل تر کنید.
دقیقا کاری که اسنپ در ابتدای کارش انجام داد. انقدر جنبه های مختلف را سنجید و بررسی های لازم را انجام داد تا به معروف ترین تاکسی اینترنتی کشور تبدیل شد. اسنپ در ابتدای کارش فقط یک اپلیکیشن ساده با عنوان تاکسی یاب آنلاین بود. بعد کم کم با توجه به بررسی های انجام شده کارش را به صورت رسمی با عنوان “اسنپ” آغاز کرد.
شاید قواعد راه اندازی یک استارت آپ روی کاغذ خیلی پیچیده نباشد و سریع بتوان یاد گرفت ولی تجربه چیزی است که واقعا لازم است و همین باعث می شود خیلی از استارت آپ ها با شکست مواجه شوند. به خاطر همین هم اکثرا کسب و کارهای نوپا و استارت آپ ها نیاز به شتاب دهنده دارند.
پیشنهاد می کنم مقاله چرا بعضی از استارتاپ ها شکست می خورند؟ را حتما بخوانید.
شتاب دهنده ها که طی چند سال گذشته تعدادشان در کشور ما افزایش یافته است کار اصلی شان سرمایه گذاری روی استارت آپ ها است. در واقع شتاب دهنده ها در قبال سرمایه گذاری روی ایده های نو و کاربردی استارت آپ ها درصدی از مالکیت آن ها را می گیرند. شتاب دهنده ها علاوه بر سرمایه گذاری روی استارت آپ ها خدماتی مثل آموزش دادن توسط متخصصین آن حوزه را در اختیار صاحب ایده ها قرار می دهند. معمولا شتاب دهنده ها شانس به موفقیت رساندن استارت آپ ها را افزایش می دهند.
شتاب دهنده ها از ابتدای شروع کار یک استارت آپ یعنی ارائه محصول اولیه یا نسخه دمو تا مراحل پایانی و پیشرفته تر همراه آن ها هستند.
البته شتاب دهنده ها فقط از ایده های خام استقبال نمی کنند. یعنی فکر نکنید کسی که فقط ایده ای داشته باشد هر چند ناب می تواند از شتاب دهنده ها کمک بگیرد. بعضی از دوستان فکر می کنند شتاب دهنده ها خریداران ایده ها هستند. در صورتی که اصلا اینطور نیست! باید ایده همراه با طرح توجیحی باشد تا شتاب دهنده ها بدانند قرار است روی چه ایده و استارت آپی سرمایه گذاری کنند. شتاب دهنده ها یک پشتیبان و راهنمای خوب برای راه اندازی و به موفقیت رساندن استارت آپ ها هستند.
یکی از شتاب دهنده های معروف ایرانی شتاب دهنده آواتک است که شرایط بسیار ویژه ای نظیر تامین سرمایه اولیه، در اختیار گذاشتن مربی و مشاور، ارائه فضای کاری مناسب، آموزش، شبکه سازی و ارائه سرویس های رایگان مثل سرور اختصاصی، هاست های ویژه ابری، تبلیغات رایگان و … را در اختیار استارت آپ ها قرار می دهد.
استارتاپ ویکند یک رویداد علمی است که در 200 شهر مختلف دنیا برگذار می شود. در این رویداد 54 ساعته که معمولا در 3 روز آخر هفته برگذار می شود علاقه مندان به حوزه هایدیجیتال مارکتینگ، توسعه دهندگان وب و برنامه نویسان ، سئو کار ها ، مدیران بازاریابی و کسب و کار های آنلاین و افرادی که به استارت آپ علاقه مند هستند شرکت می کنند.
در این رویداد ایده ها توسط صاحبان ایده مطرح می شود و از بین دوستان متخصصی که در حوزه های مختلف فعال هستند و در این رویداد شرکت کرده اند تیم سازی ها انجام می شود.
بعد از تیم سازی شروع به تولید محصول اولیه می شود و بعد از ارائه محصول داورهای استارت آپ ویکند سه تیم برنده را اعلام می کنند. نکته بسیار مهم در استارت آپ ویکند هایی که برگذار می شود این است که تیم های برنده می توانند بعد از برگذاری رویداد همان تیم را حفظ کنند و به صورت جدی روی ایده و استارت آپ خود کار کنند و در نهایت آن را ارائه کنند.
دقیقا هدف اصلی استارت آپ ویکند همین است. تیم سازی و راه اندازی استارت آپ با کمترین هزینه!
به طور کلی برای راه اندازی یک استارت آپ موفق باید ابتدا یک ایده خوب داشته باشید یعنی یک محصول یا خدمتی که واقعا یک نیاز اساسی را برطرف کند و همچنین سرمایه گذاری که هزینه های شما را تا جای ممکن کاهش دهد.
در ادامه بیشتر در مورد مراحل راه اندازی یکی استارت آپ موفق توضیح می دهم.
اولین و مهمترین چیز در راه اندازی یک استارت آپ شناخت نیاز مردم است. ایده ای که واقعا یک نیاز اساسی را برطرف کند. نیازی نیست حتما ایده ناب و خاصی داشته باشید! بعضی وقت ها با آشنا کردن مردم با فناوری های جدید نیز می توان نیاز آن ها را بر طرف کرد. به عنوان مثال اسنپ با استفاده از تکنولوژی مکان یاب توانست مشکل مردم را حل کند. درخواست تاکسی در محل یک ایده فوق العاده بود که قبلا هم در کشور های خارجی از آن استفاده می شد.
نکته مهم : ایده های خود را حتما یادداشت کنید. خصوصا ایده های ریزی که در ذهن تان است و به ایده اصلی تان مربوط می شود. هر چقدر هم که باهوش باشید باز هم جزئیات ایده تان از یادتان می رود.
خیلی از دوستان که هیچ وقت نمی توانند استارت آپ خود را راه اندازی کنند در این مرحله متوقف می شوند. ایده های خیلی خوبی دارند ولی هیچ وقت نمی توانند آن ها را عملی کنند. بهترین راه این است که نمونه اولیه یا نسخه دمو خدمت و محصول تان را بسازید و ارائه دهید. اگر بتوانید این مرحله را پشت سر بگذارید مطمئن باشید استارت آپ شما به زودی راه اندازی می شود.
مرحله بعدی این است که محصول اولیه خود را حداقل به 100 نفر نشان دهید و نظرات آن ها را جویا شوید. بهتر است این 100 نفر افرادی کاملا غریبه و ناشناس باشند چون اگر آشنا باشند مطمئن باشید برای روحیه دادن به شما می گویند محصول تان خیلی خوب است هرچند که اصلا به درد به خور نباشد. پس این مرحله خیلی مهم است و بازخوردهایی می گیرید بسیار به شما کمک خواهد کرد.
زمانی که احساس کردید محصول شما نقصی ندارد و آماده ارائه شده است نوبت به جذب سرمایه گذار می رسد. اگر خودتان نمی توانید از پس مخارج های پروژه بر آیید بهتر است از یک سرمایه گذار کمک بگیرید. همچنین می توانید به سراغ شتاب دهنده ها بروید.
بعد از تامین سرمایه گذار یا شریک همه چیز آماده است تا استارت آپ خود را راه اندازی کنید. بهتر است برای شروع ایده و برند یا شرکت خود را ثبت کنید.
محصول شما هرچقدر هم که ناقص باشد باید راه اندازی شود. مواردی مثل رابط کاربری ، بهینه سازی ، افزایش سرعت عملکرد و … را می توانید در آینده به محصول خود اضافه کنید. فراموش نکنید هیچ محصولی از ابتدا کامل نبوده است و طی گذشت زمان رفته رفته کامل شده است.
سعی کنید ایده تان را به افراد بیشتری نشان دهید. معمولا می گویند 1000 کاربر باید جذب کنید تا بتوانید از بازخوردهای آن ها محصول یا خدمت تان را کامل کنید. همینطور هم است. باید کاربرانتان را دنبال کنید. به عنوان مثال اگر همراه شما نشدند مسئله را جویا شوید. اشکال کار را پیدا کنید و در مرحله بعدی آن را حل کنید.
با توجه به بازخورد های دریافت شده می توانید نقایص محصول خود را پیدا کنید. حالا نوبت آن رسیده است که این نقایص را بر طرف کنید و محصول تان را دوباره راه اندازی کنید. مطمئن باشید محصول شما با ارزش است که قصد دارید نقایص آن را برطرف کنید و آن را دوباره راه اندازی کنید.
اگر بتوانید هفته ای 5 درصد به کاربرانتان بیافزایید مطمئن باشید رشد خوبی را طی خواهید کرد. اگر همین طور پیش بروید تا 4 سال آینده موفق به جذب حدود 20 میلیون کاربر فعال خواهید شد. استارت آپ شما هم می تواند معروف شود و جز یکی از برترین استارت آپ های کشور شود.
بعد از اینکه استارت آپ شما به موفقیت رسید ممکن است مورد توجه بسیاری از سرمایه گذاران و برند های دیگر قرار بگیرد. ممکن است پیشنهاد های خوبی برای فروش سهام استارت آپ تان به شما بدهند درست مثل اینستاگرام که توسط فیسبوک خریداری شد.
از اینجا به بعد انتخاب با خودتان است. اگر می خواهید خودتان ادامه دهید یا اینکه استارت آپ خود را به شخص یا شرکت دیگری واگذار کنید.
پیشنهاد می کنم مقاله فاکتورهای مهم در موفقیت استارتاپ ها را حتما بخوانید.
در این مقاله سعی کردم هر آن چیزی که درباره استارتاپ باید بدانید را عنوان کنم. پیشنهاد من این است که قبل از راه اندازی استارت آپ خود قبل از هر چیز روی ایده تان تمرکز کنید. مهمترین چیز محصول اولیه است که آن را تولید کنید.
اگر دست تنها اید و فقط صاحب ایده هستید سعی کنید در استارت آپ ویکندهایی که در شهر های مختلف برگذار می شود حتما شرکت کنید. در این رویداد ها مطمئن باشید می توانید تیم های خیلی خوبی را برای خود بسازید. همچنین اگر سرمایه ای ندارید هرگز نا امید نشوید و از شتاب دهنده ها کمک بگیرید.
امیدوار از این مقاله هم استفاده کافی را برده باشید.
منبع : همیار وب
بک لینک همیشه یکی از اجزای مهم در سئو سایت بوده و خواهد بود. به همین دلیل خیلی از دوستان قصد دارند برای سایت شان بک لینک های با کیفیت و قوی بسازند. خیلی ها تو این کار استادن و خودشان دست به کار می شوند و خیلی ها هم توانایی این کار را ندارند و مجبور هستند بک لینک بخرند.
در این مقاله دقیقا در مورد خرید بک لینک قصد دارم صحبت کنم. خیلی از دوستان از من می پرسند که آیا بک لینک بخریم یا نه؟ کی بخریم؟ از کجا بک لینک با کیفیت بخریم؟ آیا خرید بک لینک واقعا روی رتبه سایت مان در نتایج جست و جو تاثیر دارد یا نه؟ اگر بک لینک بخریم نکنه پنالتی بشیم؟
در این مقاله دقیقا قصد دارم به این سوالات پاسخ بدهم. خرید بک لینک اصول و قواعد خاص خودش را دارد و ممکن است هر بک لینکی که از هر سایتی می خرید به دردتان نخورد! پس اگر قصد خرید بک لینک برای سایت خود را دارید ولی اطلاعات زیادی در این مورد ندارید تا انتهای این مقاله با من همراه باشید.
بک لینک اگر با کیفیت و قوی باشد مطمئن باشید روی بهبود سئو سایت تان تاثیر مستقیم می گذارد حتی اگر پولی باشد! مسلما خرید بک لینک هم می تواند تاثیر بسیار خوبی روی سئو سایت تان داشته باشد اما نه هر بک لینکی! نوع بک لینک خیلی مهم است. مثلا خرید بک لینک از سایت پی سی دانلود در قسمت تبلیغات متنی فایده ای ندارد که هیچ بلکه ضرر هم دارد.
یا مثلا خرید بک لینک از سایتی که هیچ ارتباطی با سایت شما ندارد اصلا کار درستی نیست. این طور بک لینک ها هیچ تاثیری روی بهبود سئو سایت تان ندارند! بلکه در آینده باعث افت رتبه سایت شما نیز خواهند شد.
جواب این سوال هم بله است و هم خیر. بستگی به نوع بک لینک ها دارد. بستگی به این دارد که بک لینک ها را از کجا می خرید. بستگی به تعداد بک لینک ها دارد. بستگی به این دارد که آیا بک لینکی که می خرید محتوایی است یا به صورت یه یک کلمه کلیدی لینک شده در هزاران سایت است؟!!
به طور کلی گوگل با خرید بک لینک موافق نیست! چون همانطور که می دانید گوگل به بک لینک ها از دید اعتبارشان نگاه می کند. یعنی اعتبار یک سایت را نسبت به تعداد لینک هایی که به او داده اند محاسبه می کند. (البته این فقط یک روش سنجش اعتبار از دید گوگل است.) خب در این صورت اگر گوگل بفهمد بک لینک ها غیر طبیعی هستند مسلما با سایت مربوط برخورد خواهد کرد و او را جریمه می کند.
مثالی می زنم : اگر سایت تان قدیمی باشد و تعدادی بک لینک هم از قبل داشته باشد با خرید بک لینک به تعداد کم (مثلا 5 رپورتاژ آگهی) اگر محتواها و لینک های داخلی آن در هر رپورتاژ متفاوت باشد هیچ گاه گوگل متوجه خرید بک لینک ها نمی شود! این فقط یک مثال بود امیدوارم متوجه شده باشید.
ولی اگر تعداد لینک ها زیاد باشد و در مدت زمان کم ساخته شوند و از همه مهم تر با کیفیت هم باشند (از نظر دامین آتوریتی بالا و نوع لینک) و همچنین برای یک یا دو کلمه کلیدی گرفته شده باشند مسلما گوگل خواهد فهمید که لینک ها خریداری شده اند.
متاسفانه خیلی از دوستانی که سایت شان تازه تاسیس است به خرید لینک روی می آورند و در همان ابتدا، کاری می کنند که هیچ وقت سایت شان به جایگاه واقعی اش در نتایج جست و جو نرسد.
به طور کلی بک لینک خریدن برای سایتی که از لحاظ محتوا و بک لینک ضعیف است کار اشتباهی است.
خرید بک لینک توسط یک فرد حرفه ای و متخصص هیچگاه باعث پنالتی شدن سایت شما نمی شود. همان طور که عرض کردم بک لینک خریدن اصول و قواعد خاص خودش را دارد و باید این کار را به یک متخصص بسپارید.
به طور کلی بک لینک هایی با کیفیت هستند که اولا از سایت های مرتبط با سایت شما گرفته شده باشند، دوما از سایت هایی با دامین آتوریتی بالا گرفته شده باشند و سوما محتوایی باشند. برای گوگل بسیار مهم است که عبارت هایی که در محدوده لینک شما قرار دارند چه هستند؟ آیا مربوط به حوزه کاری شما هستند یا خیر!
که بهترین بک لینک برای شما بک لینکی است که از انتشار محتوا در سایت های دیگر ساخته شده باشد. همان رپورتاژ آگهی هایی که طی این سال ها خیلی از سایت ها به قصد بهبود رتبه خود در نتایج جست و جو از آن استفاده می کنند.
بک لینک هایی که با یک کلمه یا عبارت کلیدی در ساید بار سایت ها مثلا قسمت لینک های دوستان یا تبلیغات متنی قرار دارند اصلا خوب نیستند هر چند از سایت های بزرگی مثل پی سی دانلود گرفته شده باشند.
خرید این جور بک لینک ها نه تنها به بهبود رتبه سایت تان در نتایج جست و جو کمک نمی کند بلکه باعث می شود لینک های بسیار زیاد بی کیفیتی برای سایت شما ساخته شود. به خاطر اینکه لینک متنی شما مسلما در تمام صفحات سایت مورد نظر قرار می گیرد. چون ساید بار و قسمت لینک دوستان در تمام صفحات ثابت است.
بسیاری از دوستان از این مدل لینک ها از سرویس های وبلاگ دهی برای سایت خود لینک می گیرند که کار بسیار اشتباهی است. این کار باعث ایجاد مزرعه لینک می شود و ممکن است سایت تان را در معرض پنالتی شدن قرار دهد!
پیشنهاد می کنم مقاله چگونه بک لینک های با کیفیت برای سایتمان بسازیم؟ را بخوانید.
به هیچ وجه لینک های ماهانه خریداری نکنید! لینک ها باید دائمی باشند. اگر می خواهید برای بک لینک گرفتن هزینه کنید بهتر است لینکی بخرید که دائمی باشد. دقیقا مثل رپورتاژ آگهی
سعی کنید از سایت هایی لینک بخرید که دامین آتوریتی بالای 60 داشته باشند.
قبل از خرید بک لینک حتما اسپم اسکور سایت لینک دهنده را چک کنید. سعی کنید از سایت هایی لینک بخرید که اسپم اسکور آن ها زیر 3 باشد.
هیچگاه به صورت انبوه و در بازه زمانی کوتاه بک لینک نخرید! (خرید 50 بک لینک در یک روز)
فقط برای یک کلمه کلیدی لینک نخرید! سعی کنید کلمات کلیدی بیشتری را در خرید لینک ها لحاظ کنید.
سعی کنید برای مقالات، دسته بندی ها و در کل بیشتر برای صفحات داخلی سایت تان لینک بخرید و فقط برای صفحه اصلی لینک نخرید.
اگر رپورتاژ آگهی می خرید سعی کنید برای آن کامنت بگیرید و آن را به اشتراک بگذارید تا قدرت صفحه رپورتاژ شما در آن سایت بالا برود.
به کسی که از او لینک می خرید باید اطمینان داشته باشید. به طور مثال اگر شما می خواهید لینک هایتان طی یک ماه در 10 سایت ثبت شود باید همینطور باشد نه اینکه کل لینک ها یک روزه ثبت شود.
اگر کلمه “خرید بک لینک” را در گوگل جست و جو کنید سایت های زیادی را می بینید که بک لینک می فروشند. یک سری از این سایت ها کاملا زرد هستند و به صورت انبوه بک لینک هایی را می فروشند. معمولا این سایت ها بک لینک ها را به صورت همان انبوه در یک روز درج می کنند. بیشتر این سایت ها با سیستم های وبلاگ دهی به صورت واسطه ای کار می کنند.
سایت هایی هم هستند که پکیج های آماده می فروشند مثلا 50 بک لینک از سایت های ایرانی و خارجی یا سایت های EDU و GOV.
سایت هایی هم هستند که واسطه ای برای رپورتاژ آگهی در سایت های بزرگ اند. این سایت ها هم پیشنهاد های ویژه ای دارند. مثلا رپوتاژ آگهی در 10 سایت با موضوع تکنولوژی 7 میلیون تومان.
به تازگی افرادی هم پیدا شده اند که یک سری وبلاگ در سیستم های وبلاگ دهی مختلف راه اندازی کرده اند و به واسطه آن ها بک لینک می فروشند. تبلیغ این افراد بیشتر در فروم ها و سایت هایی مثل “انجام میدم” زیاد است. معمولا قیمت بک لینک هایی هم که می فروشند خیلی پایین است. مثلا درج لینک شما در 500 وبلاگ 50 هزار تومان، حتی اگر به صورت رپورتاژ هم باشد قیمت شان همین حدودا است.
این پادکست را حتما گوش بدید : چه بک لینک هایی برای سایت ما خوب است؟
واقعیت این است که با توجه به نکات مهمی که در قسمت قبل عنوان کردم بک لینک خریدن از هیچ کدام از این سایت ها یا افراد اصلا به سلاح شما نیست. همانطور که گفتم باید از کسی بک لینک بخرید که مورد اطمینان باشد. باید از جایی بک لینک بخرید که در مدت زمان کوتاهی بک لینک های زیاد در سایت های مختلف برای سایت تان نسازد. این قضیه بسیار مهمی است!
متاسفانه یکی از مشتریان ما از یکی از سایت هایی که بک لینک هایی به صورت پکیج می فروشد بک لینک خریداری کرده بود. زمانی که گزارش بک لینک های او را چک کردم دیدم اولا اکثرا لینک ها نو فالو هستند و ثانیا لینک ها بیشتر پروفایلی اند یعنی در یک صفحه بی ارزش خارجی فقط با یک کلمه کلیدی لینک قرار داده شده بود. متاسفانه کیفیت بک لینک ها اصلا خوب نبود و مطمئن هستم در مدت زمان کوتاهی تمام بک لینک ها ساخته شده بود.
بیشتر سایت هایی که به این صورت بک لینک می فروشند فقط به فکر جیب خودشان هستند و کیفیت کار براشون اصلا مهم نیست! در صورتی که سودش را آن ها می برند و ضررش در آینده برای شماست.
نکته بسیار مهم این است که به هیچ وجه بک لینک های ارزان قیمت نخرید! گول سایت هایی را نخورید که شعار هایی این چنینی می دهند : خرید بک لینک ارزان، خرید بک لینک با کیفیت ارزان، خرید بک لینک دائمی ارزان و … هیچ بک لینک ارزان قیمتی با کیفیت نخواهد بود. مطمئن باشید هر چیز ارزانی نمی تواند با کیفیت باشد!
اگر قصد دارید رپورتاژ آگهی بگیرید حتما خودتان به صورت مستقیم با سایت های مربوطه در تماس باشید و با مدیریت شان وارد مذاکره شوید. همچنین سعی کنید برای هر رپورتاژ آگهی، متن مجزا به همراه لینک های مختلف در نظر بگیرید.
همچنین سایت های خیلی خوبی وجود دارند که اصلا تبلیغاتی به عنوان رپورتاژ آگهی ندارند. می توانید این سایت ها را پیدا کنید و اگر شرایط سایت شان در همه موارد خوب بود با آن ها وارد مذاکره شوید تا رپورتاژ آگهی شما را در سایت شان قرار دهند.
به طور کلی زمانی که سایت تان در شرایط خوبی قرار دارد باید به فکر خرید بک لینک باشید. چون بک لینک باعث می شود سایت تان تقویت شود. اگر سایت تان ضعیف باشد اصلا به دردش نمی خورد. اگر سایت تان در کورس رقابت نباشد و اصلا در نتایج جست و جو جایگاه خوبی نداشته باشد بک لینک خریدن کار اشتباهی است.
بعضی از دوستان فکر می کنند زمانی که بک لینک بخرند ممکن است سایت شان به سرعت به صفحه اول برسد. شاید این درست باشد ولی برای سایتی که نهایتا صفحه دوم باشد نه اینکه اصلا در نتایج جست و جو وجود نداشته باشد.
خرید بک لینک برای سایت های تازه تاسیس هم کار اشتباهی است. چون سایتی که تازه کار باشد نه بک لینکی دارد نه ترافیکی! در این صورت زمانی که حرف از خرید بک لینک می شود یعنی بک لینک با کیفیت چون قرار است برای آن هزینه شود. زمانی هم که سایت شما هیچ اعتباری نداشته باشد و برای آن در سایت های معتبر دیگر بک لینک بسازید گوگل حق دارد شک کند و سایت شما را جریمه کند. البته در بسیاری از مواقع شاید پنالتی نشوید ولی باز هم می گویم خرید بک لینک برای سایتی که نوپا است اصلا سومند نخواهد بود.
پیشنهاد می کنم پادکست چرا هر چی بک لینک می سازیم دیگر تاثیری ندارد؟ را گوش دهید.
اگر قصد خرید بک لینک را دارید ابتدا روی تمام فاکتورهای مهم و تاثیر گذار سئو در سایت تان کار کنید. خرید بک لینک مثل یک دوپینگ برای سایت تان است. اگر سایت تان ضعیف باشد هیچ تاثیری روی بهبود سئو سایت تان نمی گذارد.
اگر قصد دارید بک لینک بخرید پیشنهاد من این است که حتما بک لینکی بخرید که اولا دائمی باشد و ثانیا به صورت محتوایی باشد. همان رپورتاژ آگهی منظورم است. سایت ها و همچنین وبلاگ های زیادی هستند که به درد قرار دادن رپورتاژ آگهی می خورند که سعی کنید حتما آن را شناسایی کنید.
نکته بسیار مهم پایانی این است که به هیچ وجه روی یک یا دو یا حتی سه کلمه کلیدی تمرکز نکنید. همیشه تاکید کرده ام که بک لینک هایی که می سازید باید کاملا متفاوت باشند. در رپورتاژ هایی هم که می گیرید حتما به این موضوع دقت کنید.
فراموش نکنید اگر بک لینک های شما غیر طبیعی و غیر مجاز باشند گوگل می فهمد. حتی اگر چند سال از ساخت آن ها گذشته باشد. گوگل همیشه به دنبال آپدیت کردن الگوریتم هایش است. گوگل همیشه به دنبال شناسایی سایت هایی است که از روش های غیر مجاز برای سئو استفاده می کنند.
امیدوارم از این مقاله استفاده کافی را برده باشید. اگر سوالی در مورد خرید بک لینک دارید یا نیاز به مشاوره بیشتری در این مورد دارید با من در تماس باشید.
منبع : همیار وب